آسمان من
شنبه 8 آبان 1395 :: نویسنده : ستاره بانو
چندی پیش در پی نگرانی از حاملگی ناخواسته كمی دچار آزار و اذیت روحی و فكری شدم و با خودم فكر كردم اگر این روزها حامله بشم چطور میشه؟

بعد از لحظاتی به سرعت برق و باد به ذهنم رسید كه این یك فاجعه بزرگ خواهد بود پس باید حسابی حواسم رو جمع كنم كه یه وقت بیخودی گرفتار نشم...

از طرفی همسرم با دیدن دو زن برادرش كه در آستانه چهل سالگی به فكر بچه دوم  افتادن و از سیستم تك  بچه پشیون شدن و یكی كه بعد از 3-4 بار سقط مكرر البته از سن 37 سالگی تا 41 سالگی محكوم به عدم بارداری برای همیشه شد و دیگری كه با هزار دوا درمون و هزینه و استراحت مطلق  تا 4-5 ماه دیگه بچه ش متولد میشه  بدجور نگران شده...

حالا همسر در یكی دو بار بحث اخیری كه پیش اومد فكر میكنه من دارم به اینكه حالا بچه دوم رو بیارم یا 2-3 سال دیگه فكر میكنم! غافل از اینكه راستش من اصلن تردید دارم كه بخوام و بتونم بچه دیگری داشته باشم!

همسرم معتقده تا رهام كم سنه و عقلش به حسادت نمیرسه و از طرفی پرستار هم برای كمك من هست باید بچه دار بشیم و من قبلا گفتم كه حداقل تا سه سالگی رهام به بچه دوم فكر نمیكنم اما الان كه دارم فكر میكنم من اصلا حس و حالشو ندارم راستش اعتراف سخت و سنگینیه  كه بگم  علی رغم عشق زیادی كه به رهام دارم و اینكه تولدش رو یك شانس بزرگ برای خودم میدونم ولی اصلن اونطور كه خیلی از زنها از مادرشدن لذت میبرن و سرگرم هستن من لذت نمیبرم و راستش تصور اینكه بعداز 2-3 سال زحمت رهام دوباره یه وابستگی و دردسر 2-3 ساله دیگه برای خودم بتراشم برام سخته!
نمیدونم باید چیكار كنم از وقتی باردار شدم تا حالا حس میكنم روال و آسایش زندگیم به هم ریخته از اینكه نمیتونم آزادانه برم بیرون كتاب بخونم و ورزش كنم اذیت میشم میدونم به ازاش حس مهم مادرانه رو بدست آوردم ولی فكر میكنم همین یكبار تجربه برام كافی بود  چون من روحا آدمی هستم كه قید و بند رو نمیپذیرم شاید گفتنش ثقیل باشه اما حتی پایبندی های  ازدواج هم برای من مشكله چه برسه به اینكه مثل بسیاری از زنهای دور و برم بخوام خودمو گرفتار 2-3 تا بچه قدو نیم قد بكنم؟!
بازم میگم از داشتن رهام هزاران بار خدارو شكر میكنم و خیلی وقتها از داشتنش لذت میبرم ولی نمیخوام 5-6 سال از روزهای طلایی زندگی مو صرف بچه داری و محدودیتهاش بكنم
نمیدونم برای این عدم تفاهم با همسر كه از قضا بسیار هم كلیدی و حساسه چه باید بكنم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 16 فروردین 1396 09:10 ق.ظ
Great blog you have got here.. It's hard to find quality writing like
yours these days. I really appreciate individuals like you!
Take care!!
شنبه 12 فروردین 1396 12:44 ب.ظ
Please let me know if you're looking for
a author for your site. You have some really great posts and I feel I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd really like to write some articles for your blog in exchange for a link back to mine.

Please shoot me an e-mail if interested. Kudos!
پنجشنبه 27 آبان 1395 11:55 ق.ظ
در جواب سروش گرامی:
من بسیاری از خانمهارو دیدم كه بعد از بزرگ شدن بچه هاشون و بیكار شدن در سنین میانسالی میگن ای كاش یكی دو تا بچه بیشتر داشتیم و اما من بخاطر محدودیت هایی كه بچه داری بر ام به همراه داشته با خودم میگم چرا باید در آخرین سالهای جوانیم دوباره 2-3 درگیر یه بچه دیگه بشم ؟ همین
پنجشنبه 27 آبان 1395 12:58 ق.ظ
چرا جاریهای شما از سیستم تك بچه پشیمون شدن؟ و جسارتا بدون این ك بخوام تشویق كنم، چرا شما نمیخواین بچه ی دومی داشته باشین؟
ماشالا در اعتراف كردن سر نترسی دارین.
سه شنبه 25 آبان 1395 02:33 ب.ظ
من وقتی همبستگی بعصی خواهر و برادر ها را میبینم فکر میکنم کاش پسرهایم امکانش را داشتند که هر کدام حد اقل سه فرزند داشته باشند.بعضی از زنها حس میکنند با بچه دار شدن کاملتر میشوند.با کمک گرفتن از دیگران و تنظیم وقت هم تا اندازه ای به کارهایشان میرسند.امیدوارم شما هم با همسر جان به توافق مطلوبی برسید.
ستاره بانو

ممنون بانو اصل مطلب رو گرفتم
دوشنبه 24 آبان 1395 11:33 ق.ظ
سلااااااااام
ان شالله که حالتون خوبه ورهای عزیز..
خب میدونم سخته برای باردار شدن بار دوم .خانوم من هم الان برای بار دوم مخالفه با اختلاف مثلا 2-3 سال بین دوبارداری و خب شرایط سختیخواهد بود برایمادران امروزی .
از یک جهت هم موافق قضیه حسادت بچه اول نسبت به بچه جدید هستم. ولی خب در هرشرایط در درجه اول مادر باید آمادگیشو داشته باشه..من خودم نظرم اینکه بین بچه ها نباید فاصله سنی زیادی باشه نهایت 3 سال.
توی وبم توی لینکام یه وب هست میتونی در این مورد ازایشون سوال کنی.(کودک من)
ستاره بانو

سلام بله كه از نظر شما مشكلی نیست داداش شما اقایون كه اذیت نمیشین كوچولو هم كه زبان باز میكنه اول میگه بابا
یکشنبه 23 آبان 1395 11:42 ب.ظ
برای دوام نسل ... کدام نسل ؟ آیا ما از نسل دو قرن پیش اطلاع داریم کی بودند و چه کردند چه خوشی و ناخوشی داشتند آیا اجداد خودمان را می شناسیم یا دونسل بعد از ما اصلا شناختن منو و مشکلاتم برایشان ارزش دارد.
کمک برای زمان پیری ... چون من این موجود را بدنیا آوردم بزرگ کردم و سروسامان دادم محکوم است خود را پایبند پیری من نماید و از من نگهداری کند آن زمانی که وی را بدنیا می آوریم کوچک و زیبا و دوست داشتنی با تمام مشکلاتش سرگرمی و شیرینکاریهایی دارد که از وجودش لذت می برم
ایا من پیرزن هم چنین نشاطی به فرزندم خواهم داد یا باری بر دوش او و خانواده اش می شوم که باید متحمل گردد شاید فلج گردم شاید اختلال حواس پیدا کنم شاید کنترل خودم را نداشته باشم شاید نیش زبان و مزاحمت برای خانواده اش شوم . اگر به سالمندان پناه ببرم دلشکسته گردم که پاره تنم به یادم نیست پاره تنم مرا دوست ندارد به من سر نمی زند.
از طرفی فکر می کنم وقتی همه ما صددرصد فانی و رفتنی هستیم پس چرا اصرار به داشتن موجودی همانند خود هستیم که او هم فانی است
اگر می خواهیم از شر کنایه و طعنه مردم راحت باشیم در هر صورتی دهان بسته نمی شود پس بی خیال حرفهای مردم. فقط برای اینکه زندگی مشترک خالی از لطف نباشد یک بچه کافیه همون به سرانجام برسد
ستاره بانو

تكبیر
یك كلام ختم كلام واقعا یك بچه كافیه درست میگید البته من دوست دارم پیر زنی باشم كه بعدها سر بار بچه م نباشم
یکشنبه 23 آبان 1395 11:41 ب.ظ
سلام ان شاء الله ک سالیان خوشی را در کنار همسر و فرزندان سپری کنید الان اکثرا تک فرزند می باشیم همین تک فرزند هم برای هفت پشت خودمان و بچه کافیه...
بچه داشتن به خواسته دو طرف باید باشد گاهی آقا و گاهی خانم از فرزند بعدی راضی یا ناراضی هستند. جهت ادامه زندگی و خرسندی باید دلایل قانع کننده برای وجود فرزند بعدی از طرفین وجود داشته باشد که بعدها به مشکل بر نخورند شما هم اگر تصمیم به تک فرزندی هستید بایدهمسرتان را قانع کنید.
یادم می اید خانمی به پزشک خود مراجعه کرده بود و التماس می کرد لوله های رحمم را برای جلوگیری بستم شما دوباره باز کتید .زندگیم در خطر است مادرشوهرم می گوید نازا هستم و همسرم دوباره تصمیم به ازدواج گرفته دکتر گفت چند ساله هستی گفت 23 گفت چند فرزند داری گفت 5 فرزند سه پسر دو دختر. پزشک خندید و گفت خدا خیرت بدهد با این سن کم جوجه کشی راه انداختی باز شوهرت هوس زن کرده برو دنبال زندگی ات با این عمل خودت را به خطر نیانداز اگر چهل بچه هم بدنیا بیاوری همسرت کار خودش را می کند. گردن نازایی و مادرشوهر و...نیانداز
ولی سوالم اینه اصلا چرا باید فرزندی داشت ؟
برای سرگرمی زندگی ... موجودی را بدنیا آوردیم با مشکلات و پستی بلندی زندگی بجنگد که ما سرگرم و لحظات خوشی داشته باشیم
ستاره بانو

من سالها پیش پستی در این رابطه نوشتم اینكه چرا باید اصلن فرزند داشته باشیم ؟ راستش این یك علاقه و غریزه ذاتیه برای تداوم نسل و راستش كلن این همه بخاطر میل به غریزه جنسیه اما اگر از بعد غریزی كنار بیایم بچه ادامه انسانه گاهی جلوی آینه وای میسی و یك لحظه پدر یا مادر مرحومت رو میبینی كه در تو جریان داره همون نگاه همون حالات همون صدا و تو در فرزندت! و این یعنی نمیر شدن انسان یعنی كه بعد از من فرزندم ادامه منو زندگی میكنه و این به تنهایی دلیل قشنگیه برای زایش
جمعه 21 آبان 1395 08:42 ب.ظ
سلام،

بارداری مربوط به خانم هاست. آنها باید تصمیم نهایی بگیرند.
ستاره بانو

سوت و كف و هورا
دوشنبه 17 آبان 1395 04:05 ب.ظ
سلام
منم نمی دونم
ستاره بانو

عزیزم
دوشنبه 17 آبان 1395 09:25 ق.ظ
سلام ستاره بانو جانم
دوباره مادر شدنت رو تبریک میگم
درسته بچه باعث بوجود اومدن محدودیتهایی میشه اما محدودیتهاش جوری نیست که کلن بیخیال داشتنشون بشیم ممکنه از ساعتهای کتابخوندنتون کم و همینطور تغییر رشته ی ورزشیتون بخاطر بارداری بشه اما به کل باعث از بین رفتن سرگرمیهاتون نمیشه مخصوصن که شما پرستاری هم برا کمک دارین وخودش یه امتیاز بزرگه با توجه به اینکه همسرتون با بچه ی دوم خوشحالتره وهمینطور یه همبازی برا رهام جان میاد بهتره به سقط جنین فکر نکنید ومطمئن باشید بودنش باعث تغییرات خوبی توی زندگیتون میشه که انشالله با مرور زمان متوجهش میشید کنار اومدن با شرایطتتون میخواد که اونم اگه تغییر نگرش بدی همه چیش حل میشه ویه چیز دیگه اونم اینکه چون تجربیاتت برا بچه داری بیشتر از قبله وهمینطور حساسیت های اولیه رو کمتر داری لذت بیشتری از بچه ی دوم میبری مطمئنم
خیلی مراقب خودتو نی نی تو دلیت باش وما رو از احوال خودت بیخبر نذار عزیزم
ستاره بانو

سلام گلم ممنون از اینهمه محبت و انرژی ای كه دادی ولی من باردار نشدم فقط شك كردم كه خوب جوابش هم منفی بود اما بحثش شد
شنبه 15 آبان 1395 03:05 ب.ظ
مساله بغرنج و پیچیده ایه. هر کسی با مساله یه جوری برخورد می کنه. قطعا نمیشه همه از یک نسخه استفاده کنن . مشکل فقط اینه که خب همسرت هم خواسته ای داره که متفاوت خواست شماست پس بهتره به یک توافقی برسید البته به نظر وقتی بچه می ره کلاس اول یا پیش دبستانی بهترین زمان برای بچه دومه و شاید تا اون موقع نظر تو هم عوض شه یا شاید هم کلا همسرت باهات هم نظر بشه. امیدوارم به یک نظر واحدی برسید
ستاره بانو

ممنون از نظرت اینم حرفیه فقط یه مشكلی هست وقتی رهام بره مدرسه حداقل 6 سالشه و تا 5 سال دیگه من 39 سالمه بازم میایم سر خونه اول
شنبه 15 آبان 1395 11:11 ق.ظ
ستاره بانو جان سلام
پست امروزت رو که خوندم دیدم که قشنگ حرف های دل من رو زدی من دخترم نه سالشه و با توجه به شاغل بودنم و بارداری سختی که داشتم و صد البته روسای زبان نفهم(البته با عرض معذرت جهت استفاده از این واژه) که شرایط من را درک کنن اینکه دخترم همیشه هر بیماری ویروسی بیاد دچارش میشه برای همیشه قید بچه دوم رو زدم همه هم برام روضه می خونن که کارت اشتباه هست ولی کسی درکم نمی کنه که من تو این نه سال یک ساعت برای دل خودم وقت نداشتم و همیشه فکر می کنم به خودم مدیونم.به همه هم گفتم بچه دوم برای من مثل اینه که حکم مرگم رو امضا کرده باشن.
ستاره بانو

انشالا كه تنت سالم باشه خاطره جون ولی هیچكس جای تو نیست به نظر منم خودتو در نظر بگیر نه حرفای مردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ستاره بانو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی