آسمان من
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ستاره بانو
این روزها دلم میخواد پوستم را بشكافمو از تنم فرار كنم!
دلتنگم! به اندازه دختری كه پدرش را ناگهانی از دست داده دلتنگم! چند سالی است قصد دارم برای پدر صندلی تاب خور بخرم و كادوی روز پدر بهش هدیه كنم!
آخر پدرم خیلی اهل مطالعه بود به اندازه موهای سرش كتاب میخواند عاشق تاریخ و فلسفه بود گاهی هم جدول حل میكرد...
پدر ببخش كه دختر سر به هوای تو كادو را سر وقت بهت نداد تا امروز هرجا در هر فروشگاه مبل و صندلی ای نتواند اشك هایش را كنترل كند!
ناگهان چه زود دیر میشود ! این جمله را وقتی فهمیدم كه تن مهربانت را به خاك سپردند...
چرا مثل پدر مرده ها شدی؟ این را هم تازه فهمیدم ! همین یكی دو روزه!
تصویر آخرین نگاههای پدرم از جلوی چشمم دور نمیشود!
دلم به اندازه تنگی جا برای گریه به عزای پدر تنگ شده!
سركار نمیشود گریه كرد خوب جلوی ارباب رجوع و رئیس و همكار زشته! توی خیابان كه نمی شود مردم فكر میكنند دیوانه شدم ! توی خانه هم كه همسرم پكر میشود رهام ناراحت میشود! سر خاك كه نمیشود هر روز رفت تازه من شاغلم معمولا از هر 24 ساعت چند ساعت هم كم می آورم و خیلی وقتها نمیرسم 2 شنبه و 5 شنبه به تكه سنگی كه روی تن پدرم سنگینی میكند سر بزنم...
گاهی هم كه میشود و میروم اونقدر مزاحم اونجا هست كه نمیشود با پدر حرف بزنم!
دلم آرام نگرفته آرام نمیگیرد نمیدانم چكار كنم كاش خدا حضور بصری داشت كاش مثل یكی از رؤسای همین ادارات خودمان بود و با كمی التماس و اصرار با صدور دستور و یك رونوشت اجازه میداد دوباره پدر به زندگی ما برگردد!
تا من دلم آرام بگیرد! تا دیگر با عجله یك هفته قبل از روز پدر برای پدر فرزندم كادو نخرم كه آن روز بیشتر دلتنگ شوم؟!

كاش میشد چشمهام را باز كنم ببینم همه اینها خواب بوده  بپرم تلفن را بردارم به خانه پدر  زنگ بزنم پدر گوشی را بردارد صمیمانه و از سر اشتیاق احوالپرسی مفصل كند و من توی دلم بگم اه پدر ما كه دیشب همدیگر را دیدیم امروز غروب هم باز همدیگر را میبینم این همه احوالپرسی مفصل برای چیه؟ و از اینكه توی حرفش میدوم عجله ام را بفهمد بی آنكه دلخور شود با خنده بگوید من كه میدانم با من كاری نداری مادرت را میخواهی بیا با مادرت حرف بزن...
وای خدایا امانم نده چون تحمل اینهمه عذاب را ندارم...

پدرم روزت مبارك حتی اگر نیستی گلهای حیاط را با حوصله آب بدی




نوع مطلب :
برچسب ها : برای پدرم،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 09:39 ق.ظ
سلام
بنظرم بهترین تسکین اینست که واقعیات را سریع درک و باور کنیم. از دست دادن را بپذیریم تا قدر انچه برایمان مانده را امروز بدانیم تا بعد کمتر افسوس بخوریم
ستاره بانو

كاش پذیرش این واقعیت برای من آسان بود مثل آدمی شدم كه آلزایمر گرفته میدانم پدر برای همیشه مرده ولی ناگهان از ابراز تسلیت دیگران واژه هایی مثل خدا رحمت كند و ... جا میخورم بعد یاد قامت پدر می افتم و اون نگاههای آخر كه باز نفهمیدم مثل همیشهسر به هوا بودم و انگار از ارتفاعی بلند پرتاب میشم یك آن حال خودم را نمیفهمم هرجا كه باشم اشك امانم نمیده دلم آشوب میشه به دكتر مراجعه كردم قرص خوردم اما بی فایده ست واقعا مدام گیم اوور میشم برمیگردم سرجای اول نمیتونم بپذیرم خدا با من چنین كاری كرده هرچند بار اولی نیست كه اینقدر احساس غربت و خفقان میكنم مثل زمانی كه تنها شدم! مثل وقتی كه برادرم با وجود حضور فیزیكی الانش جوانمرگ شد خیلی راحت! و مثل حالا...
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 07:55 ق.ظ
خدا ایشون رو رحمت کنه، درسته آدمیزاد جز خاطراتی از گذشته چیزی با خودش نداره
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 02:37 ق.ظ
خدا بهت صبر و ارامش بده ستاره جان.از دست دادن عزیزان خیلی سخته.
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 09:57 ب.ظ
های دیر مس استار :)
پلیز گیف می پسوورد.
سند می پسوورد این دِ خصوصی مسج :)
ستاره بانو

اوكی
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 09:55 ب.ظ
خیلی سخته :(
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 06:01 ب.ظ
ستاره جان تلخی که درون ذهنت شریان داره ، دریغ و افسوس ها تو بنویس و گریه کن یا فریاد بزن. بلاخره زمان کار خودشو می کنه و کمی آرام می شی هرچند همیشه یه گوشه ای از قلبت خالی می مونه و بعضی وقت ها سوزسردی ازش میاد که می لرزی به خودت اما بلاخره آروم تر می شی وقتی می بینی مرد سی و دو ساله ای که تنها یادگارش از پدر عکسشه و پسر نوجوانی که از خودش می پرسه چند ساله نگفتم بابا؟؟
آروم شو به خاطر این که قطعا آرزوی پدرت آرامشت بوده و موفقیتت
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 05:44 ب.ظ
سلام
اتفاقا روز پدر به این فکر می کردم که سال گذشته وقتی روز پدر رو جشن میگردیم حتی تصورش رو هم نمیکردیم آخرین روز پدری باشه که حضور پدرمون درک میشه
واقعا چقدر زود دیر می شود
ستاره بانو

بله حتی تصورش رو هم نمیكردیم! چقدر سر به هوا بودیم؟ چقدر غافل بودیم الان وقتی مادرم رو میبینم حتی اگر سه بار در روز حتما با حوصله میبوسمش باهاش مفصل احوالپرسی میكنم چون بابت پدر تنبیه شدم عذاب میكشم ولی دریغ مادر كه جای خودش رو داره جای پدرو كه نمیگیره؟
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 02:39 ب.ظ
خدا رحمت كنه.
یكی از تفاوت های بارز و شاخص بین زن و مرد همین رقت قلب و عطوفت بالای زنان است.
ستاره بانو

شاید هم ما زنها راحتتر گریه و شیون میكنیم !
همسر من در سنین نوجوانی مادرش رو از دست داده حدود 20 سال پیش ولی هربار كه اسمشو میاره اشك میاد توی چشماش
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 01:07 ب.ظ
سلام با مطلب جدید بروز شدم ..
دوست داشتی بیا..
شما خوبین..؟
خونواده خوبن..؟
ستاره بانو

سلام البته كه میام ممنون كه اطلاع دادید
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 12:53 ب.ظ
و من هم مادرم را
ستاره بانو

خدا رحمت كند مادرتون رو من از عكس العمل آقایون فكر میكنم شاید كمی براشون روبرویی با این واقعه راحت تر از زنها باشه البته میدونم عمومیت نداره ولی من خیلی از این اتفاق حالم بده اشك خواهر برادرام تموم شده اما چشمای من مدام خیسه
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:49 ق.ظ
نگو بزرگ شدی، نگو كه تلخه
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:47 ق.ظ
دلم تنگه
برای
گریه كردن!
كجاست مادر؟
كجاست گهواره من؟!
همون گهواره ای كه خاطرم نیست!
همون امنیت حقیقی و راست!
همون شهری كه قد خود من بود
ازین دنیا ولی خیلی بزرگتر
نه ترس سایه بود،نه وحشت و باد
نه من گم می شدم نه یك كبوتر!
نگو برگ شدی نگو كه تلخه!
نگو گریه دیگه بتو نمیاد!
تو این بستر پاییزی مسموم
كه هرچی نفس سبزه، بریده
نمی دونست كسی چه سخته موندن!
مثه برگ روی شاخه تكیده!
ببین شكوفه دلبستگی هام
چقدر آسون تو ذهن باد میمیره؟!
كجاست اون دست نورانی و معجز؟
بگو بیاد و دستمو بگیره!
كجاست مریم ناجی مریم پاك؟
چرا یاد من شكسته تن نیست؟!
تو رگبار هراس و بی پناهی
چرا دامن سزش چتر من نیست
چرا دامن سبزش چتر من نیست؟!
دلم تنگه.....
ستاره بانو

دلم تنگه برای گریه كردن...
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:32 ق.ظ
خدا همه رفتگان را بیامرزد.
ستاره بانو

ممنون و رفتگان شما را
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:31 ق.ظ
یكی از خصوصیات و خصلت های انسان اینه كه همیشه در خودش كمبود چیزی را حس می كنه.این كمبود ها برای بعضی ها بصورت فقدان پدر است برای بعضی ها مادر و برای بعضی دیگر فرزند و یا .... است . و لی در حقیقت این كمبود كمبود خداوند ست
ستاره بانو

ولی من الان پدرم را كم دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ستاره بانو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی