تبلیغات
آسمان من - مادری به سبك اومانیسم نامتناسب با ایرانی ها...
آسمان من
شادمانه یكی از دوستانی هست كه من برای دلم بهش سر میزنم  و اگر دارم درباره مطلبش مطلب مینویسم به منزله نفی ش نیست تنها نظر خودمو مینویسم همین!
شادمانه از مادران قدیم كه تمام و كمال مادری كردن تقدیر كرد و تلویحا مادران جدید كه از پرستار و مهدكودك و شوهرانشون كمك میگیرن رو محكوم به زیاده خواهی میكنه(برداشت شخصی)
من یك مادر جدیدم
روزی 8 ساعت كار میكنم بعد كه منزل میرم دوش میگیرم و پسرك رو كه سیر خواب شده از پرستارش تحویل میگیرم جسته و گریخته در حالیكه حواسم به پسرك هست كه جایی نره به چیزی دست نزه سرش به چیزی نخوره ناهار درست میكنم بعد لابه لای سیر كردن پسرك بصورت بازی بازی ناهار میخورم بعد در حالیكه از خستگی و خواب دارم میتركم باهاش بازی میكنم تا پسرك كمی برام بخنده!
بعد همسرم میاد سعی میكنم پسرك رو راضی كنم  تا سرو صدا نكنه كه همسرم بخوابه و خستگی كار از تنش بیرون بره!
بعد كه پدر بچه م بیدار شد نوبتی چایی میخوریم و بعد همسرم یه كم با پسرك بازی میكنه و من فرصت میكنم یه كم خونه رو مرتب كنم و احیانا موهامو سشوار بكشم كه یه وقت دل همسر ازم سیاه نشه!!!
بعد باید ببینیم برنامه شب چیه كه معمولا مهمان هستیم خونه پدری من یا ایشان و یا چند خانه محدود دیگه و من باید جسته و گریخته  در حالیكه باید پوشك بچه رو عوض كنم،یا شیر براش درست كنم خودم و پسرك رو حاضر كنم و وسایل مورد نیاز همسر رو هم بردارم! بعد میریم مهمونی و من باید مدام حواسم به پسرك باشه تا چیزی از رو زمین برنداره بخوره! شیر براش درست كنم، دارو بهش بدم، پوشك عوض كنم،و اگر میوه بخورم اول باید به پسرك بدم بخوره و لابه لای این كارها از مهمانی لذت ببرم!
و در آخر پسرك رو حاضر كنم كه اگه تو ماشین خوابید اذیت نشه بعد برگردم كارهای عقب افتاده رو انجام بدم شیشه بشورم و داروهاشو آماده كنم و تمام شب رو هوشیار بخوابم و ساعتی یك بار بیدار شم پتوشو روش بزنم، شیرش بدم،پوشكش رو عوض كنم  و مراقب باشم از تخت نیوفته و صبح با چشم پف كرده برم سركار و مهمتر از همه اینها حق گریه كردن برای پدرم رو ندارم چون پسرك میفهمه من غمگینم! و بدتر از اون من شوهر دارم نباید زیاد ناراحتیمو بروز بدم چون خسته كننده میشه!!!
و فاجعه اینها نیست اینجاست كه باید به قوت قبل به حواشی زندگی بپردازم!!!!

آیا خواستن روزی یك ساعت ورزش، یك ساعت خواب نیم روزی و تزریق پول به خانه ای كه بدون درآمد دوم لنگه مخارجه جرم سنگینیه كه لیاقت عنوان مادر بودن رو از منه مادر سلب میكنه؟ مگر منه مادر زمانی كه بچه مو به پرستار یا مهدكودك میدم اوقاتم رو صرف خوش گذرانی در باشگاه و كلوپ و ماساژ و استخرو سینما و پارك میكنم؟ یا وقتم رو با دوستانم در مهمانی ها میگذرانم ؟؟؟؟
هرچند كه تمام این وقت گذرانیها برای زن امروز لازمه كه دیرتر پیر بشه و كمتر هیكلش و شادابیش رو از دست بده و در نهایت بیشتر در چشم پرتوقع همسران امروزی بماند؟؟؟؟
من فكر میكنم مادر شدن به هر شكل اونقدر زحمت و استرس  برای یك زن داره كه حتی اگه تمام و كمال زحمات فیزیكی بچه تو یك نفر دیگه تقبل كنه همون دلهره دایمی كه یك مادر برای بچه اش داره اونو بی شك شایسته ستایش میكنه...
و من انتظار ندارم مردها كاملا حرفهای منو درك كنن چون تفاوت یك زن و یك مرد در اینه كه زن از وقتی كه حس میكنه حامله س مادر میشه اما یك مرد زمانی پدر میشه كه بچه 9 ماهه اش به دنیا میاد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 14 آبان 1396 06:25 ب.ظ
..
ستاره بانو

متشكرم
سه شنبه 24 فروردین 1395 08:02 ق.ظ
ستاره بانو جان سلام من تازه با وبلاگت آشنا شدم و دارم مطالبتو می خونم دستت طلا منم شاغلم و تمام اینایی رو که گفتی درک میکنم
ستاره بانو

سلام خاطره عزیز به وبلاگ من خوش آمدی حتما بهت سر میزنم
سه شنبه 17 فروردین 1395 08:39 ب.ظ
سلام ،

خسته نباشید. با شما و فرزانه خانم موافقم.
ستاره بانو

سلام ممنونم
سه شنبه 17 فروردین 1395 04:36 ب.ظ
ستاره جون من رمزتو نگرفتم هنوز اگه ممکنه دوباره برام بذار ممنون
ستاره بانو

چشم حتما
سه شنبه 17 فروردین 1395 10:38 ق.ظ
ستاره بانوی گرامی، نوشته تان ر خواندم و دوست دارم نظر مفصلی بذارم. اما فعلا مجالش نیست. حتما در فرصت مناسب خدمت خواهم رسید.
ستاره بانو

سلام ممنونم و خوشحال میشم
دوشنبه 16 فروردین 1395 04:07 ب.ظ
سلام ستاره بانوووی عزیز
..........
ممنونم که دوباره بهم سر زدی و ثابت کردی از دوستان عزیز و ثابت قدم هستی .ممنوووووونم ازت :)
.................

.................
راستی چندتا عکس از شیر مرد کوچولو بزار تو وب ببینیمش اخرین بار توو بلاگفا ایدمه عکس کفش اینارو گذاشته بودی با عکس بیسمارستانو... اگر اشتباه نکنم :)
ستاره بانو

سلام خواهش میكنم و چشم حتما عكساشو میذارم
دوشنبه 16 فروردین 1395 12:35 ب.ظ
همه حرف اینه کسی که توانایی مدیریت یک خانواده رو نداره نبایستی ازدواج کنه به همین راحتی و همینطور کسی که نمیتونه بچه داری کنه نبایستی بچه بدنیا بیاره. ممکنه ازدواج رو با طلاق به پایان رسوند اما بچه رو که نمیشه کشت! بچه با محرومیت بزرگ میشه بعد عواقب بسیار هزینه بر تر و گران تری برای خانواده و جامعه در پی خواهد داشت.
پس همچنان بر این باور پای می فشارم مادرانی که مادری می کنند ارزشمند هستند.
نقد مادری مادران اثبات تایید پدری مردان این روزها نیست.
ستاره بانو

با شما موافقم اما آیا یك زن دل نداره كه هم بخواد بچه داشته باشه و هم بتونه از توانایی هاش استفاده كنه؟ آیا كاری رو كه میشه كسی دیگه انجام بده اونم برای یك مدت كوتاه كه بچه خیلی وابسته ست رو اگر مادری انجام نده كه میتونه كارهای تخصصی تری انجام بده ایراد داره؟ مگر ما یادمونه مادرهامون چقدر پوشكمون رو عوض كردن و لباسمون رو شستن؟ اما تربیت بچه مراقبت و آموزشش چیزیه كه نمیشه به دیگری سپرد و یك زن امروزی به واسطه آگاهی ش این كارو به مراتب بهتر از زنان دیروز انجام میدن
دوشنبه 16 فروردین 1395 09:30 ق.ظ
سلام
بنظر من زنها قدیم و جدید ندارند.بعضی زنها مثل شما هستند و هم کمک خرج خانه اند و هم خانه دار.بعضی زنها هم فقط بچه ای بدنیا اورده اند که دیگران بزرگش کنند.در محل کارم بعضی خانم ها بچه سه ماهه را هم به شوهر و مادر شوهر سپرده بودند و هفته ای سه چهار روز ماموریت بودند و چند روز دیگر هم دوره های زنانه و مهمانی.غذا را شوهرها از سلف سرویس اداره میگرفتند و اغلب بچه را با خودشان میاوردند اداره.
ستاره بانو

سلام بانو اقتضای زندگی های امروزه اما چیزی از حس یك مادر كم نمیكنه باور كنید
دوشنبه 16 فروردین 1395 01:14 ق.ظ
با نوشته ی شما موافقم.
شاید ایشون کلمه ی بعضی رو از قلم انداخته وگرنه قضاوت بیجایی بوده. استرسی که مادران امروز دارن برای مادران قدیمی عجیب و غریبه.
دنیای اونا با دنیای الآن زمین تا آسمون فرق داره. شرایط و طرز زندگی هم.
ستاره بانو

سلام بانو قید كردم كه انتظار ندارم مردها حرفهای منو كاملا درك كنند و از قضا این دوست خوب من هم یك مرده اما به نكته قشنگی اشاره كردید واقعا بسیاری از معضلات فكری ما مثل روحیه بچه مراقبت و بهداشت و آموزش و... مسائلی هست كه مادران قدیمی حتی نسل قبل ما هم دغدغه اش رو نداشتند!
یکشنبه 15 فروردین 1395 10:58 ب.ظ
نوشته شادمانه عزیز رو خوندم.من حتی اگر نیاز مالی هم نباشه دوست دارم کار کنم دانشگاه برم ورزش کنم خودم رو به قول برادرم به آب و آتش بزنم تا احساس شاداب بودن و سرزنده بودن داشته باشم و این احساس رو با تمام وجود به پسرم انتقال بدم. این مردها بودند که به ما یاد دادند مادر بودن و خانه داری کارهای بی ارزش و سبکیه و کارهای اون ها شاق و مهم. و حالا ما می خوایم کارهای مهم بکنیم و توانایی های نادیده شده امان را به نمایش بگذاریم. شاید چیزی که شادمانه اشاره می کنه بیشتر متاثر از شرایط اجتماعی نابسامان مملکت باشه که متاسفانه همه ما رو به شدت تحت تاثیر قرار داده چون در مردهای امروز هم پدرانگی تعریف مدرنی پیدا کرده که بی سابقه است
ستاره بانو

احسنت باور كنید من تا بحال به این موضوع فكر نكرده بودم واقعا همینطوره هم موضوع دلایل تمایل زنان به اشتغال و هم واقعه پدران مدرن!
یکشنبه 15 فروردین 1395 03:58 ب.ظ
مادرا منحصر به فردن، اینو همه مردا می دونن اما واقعا کمتر مردی چیزایی که گفتید رو درک میکنه.
ستاره بانو

سلام اقرار یك مرد به عدم درك این مطالب شهامت میخواد متشكرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ستاره بانو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی